آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
296
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
بمقابله روميان ميفرستادند ، كه از برق زره و سلاح آنان چشم دشمنان خيره مىشد « 1 » افواج سوار گويى يك پارچه آهن بود . تن افراد به كلى از صفحات آهن پوشيده شده بود و چنان اين آهن بر بدن مىچسبيد ، كه مفاصل خشك زره ، به سهولت از حركات اعضاء بدن تبعيت مىكرد . براى محافظت چهره نقابى بر رخ مىافكندند و بدين جهت هيچ تيرى ممكن نبود بر بدن كارگر شود ، مگر در سوراخهاى كوچكى ، كه در مقابل چشم و شكافهاى باريكى ، كه زير منخرين تعبيه كرده بودند و از آنجا با كمال صعوبت نفس مىكشيدند . بعضى از آنها نيزهء در دست گرفته ، در يك جا بيحركت مىايستادند ، چنان كه گفتى بوسيله زنجير آهن بهم متصل شدهاند . در جوار آنان تيراندازان دستها را دراز كرده كمان خود را بزه مىكردند ، بقسمى كه زه بجانب راست سينه تماس مىيافت و پيكان تير بدست چپ مىپيوست . در اثر فشار ماهرانه انگشت تير مىجست و خروشى از آن برميخاست و جراحتى هولناك وارد ميكرد « 2 » ، معذلك آميانوس « 3 » گويد ايرانيان در جنگ مغلوبه طاقت نمىآوردند ، زيرا فقط عادت داشتند ، كه شجاعانه از دور بجنگند و اگر ميفهميدند ، كه قواى آنها عقبنشينى آغاز كرده است ، مانند ابر طوفانى پس ميكشيدند و چون از عقب تيراندازى مىكردند ، دشمن نميتوانست آنان را تعاقب كند . همچنانكه در عهد هخامنشى معمول بود ، در دوره ساسانيان نيز هيئتى از اسواران برگزيده تشكيل داده بودند ، كه « هيئت جاودان » « 4 » ناميده ميشد ، كه ظاهرا
--> يك چنين سوار زرهپوشى ، كه سوار بر اسبى بر گستواندار مىباشد ، بر روى يك گرافيتو ، كه در دورا يافتهاند ، منقوش است . ر ك رستوتزف ، شهرهاى كاروانى ، ص 195 . ( 1 ) - آميانوس ، كتاب 24 ، بند 6 ، فقره 8 . ( 2 ) - ايضا كتاب 25 ، بند 1 ، فقره 13 - 12 . ( 3 ) - ايضا 25 ، بند 1 ، فقره . ( 4 ) - اليزه ، لانگلوا ، 2 ، ص 221 ؛ پروكوپيوس ، جنگ ايران ، كتاب 1 ، بند 14 ، مقايسه شود با هوبسمان ، صرف و نحو ارمنى ، 1 ، ص 192 .